پارت سی :

در اتاق کار شیخ با صدایی کوتاه و خشک توسط محافظ باز شد.
این باز در اتاق خودش نه اتاق مخفی جنوبی.
همونطور که انتظار داشتم بوی چوب کهنه عطر تند ادویه و چیزی شبیه دود سرد قلیون از همون آستانه به صورتمون خورد.
اتاق مثل صاحبش هم باشکوه بود و هم هراس انگیز.
دیوارهای بلند با قاب های تیره میز وسیع گردویی در انتهای اتاق دو چراغً برنجی با نور زرد و کم جون و پشت میز خود شیخ که صاف نشسته بو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت راشد در رمان شاه نشین تاریکی راشد
تصویر شخصیت اریکا در رمان شاه نشین تاریکی اریکا
تصویر شخصیت رایان اوتادی در رمان شاه نشین تاریکی رایان اوتادی
تصویر شخصیت دیان بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی دیان بغدادی
تصویر شخصیت فریال بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فریال بغدادی
تصویر شخصیت فرحان بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فرحان بغدادی
تصویر شخصیت حورا درویش در رمان شاه نشین تاریکی حورا درویش
تصویر شخصیت فرهود بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فرهود بغدادی
تصویر شخصیت مرصاد فاروق در رمان شاه نشین تاریکی مرصاد فاروق
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    ولی خدایی خیلی دلم میخواد بفهمم نقشه مرصادمون چیه و چرا از شیخ متنفررهه

    ۳ هفته پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    خیلی زود مشخص میشه عزیزم

    ۲ هفته پیش
  • سارا

    0

    خوبه با خونریزی تموم نشد خیالم راحت شد خیلی نگران بودم😂😵 💫

    ۳ هفته پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    عزیزدلم

    ۲ هفته پیش
  • سارا

    0

    باید اعتراف کنم رایانو دست کم گرفته بودم😂😐

    ۳ هفته پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    بله

    ۲ هفته پیش
کپی شد!